الفيض الكاشاني

54

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

و همين مبانيت فطرى و نكارت جبلى باعث شده بر آنكه از آن زمان تا امروز ، همواره ابناى روزگار به تخصيص اهل عمامه و دستار كه دانشمندان دنيا و علماى عوامند ، در هر زمانى ، چنانچه شيوه و شيمه ايشان است كه به مقراض اغراض پيوسته ، ملابس اعراض يكديگر را عرضه تخريق و تمزيق سازند ، علماى ربانى را انكار مىكنند ، و عارفان حقايق و حكم را نكوهش مىنمايند ، چه علمى چند مشكل از آثار انبياء و رموز اولياء بر صفحه روزگار مانده كه دست فهم هر كس به دامن ادراك آن نمىرسد ، و به غير از زيركان هوشمند از ابناى آخرت ، كه به حسن متابعت شريعت و پيروى طريقت اين راه را سپرده ، به پايمردى رفيق توفيق بعد از رياضتهاى بىشمار و علوم بسيار كه حاصل كرده سمند تيز گام فكرت را در آن ميدان توانند دوانيد ، ديگرى را مجال ادراك آن نمىباشد . هر آينه از علماى دنيا كه پيشوائى عوام در دماغ ايشان جاگير مىبوده و مىباشد ، تيغ زبان طعن و تشنيع بر ايشان مىكشيده و مىكشند ، و علماى ربانيّين را كه - گوى سبقت در ميدان دوران از اشباه و اقران خود به فنون علم و عمل ربوده‌اند ، به شين و زندقه و عيب موسوم مىگردانيد و مىگردانند ، و در تصانيف بلند پايه ايشان طعن مىكرده و مىكنند . گر نه معيوب بد اختر عيب گويد چون كند * چون به غير از عيب چيزى ديگرش در جيب نيست و غرضشان اين است كه شايد بدين وسيله در ميان عامه ، سر بلند و نمايان گردند و سبب ظهور و شهرت ايشان شود .